گرما فقط گرما نیست: شش گفتار درباره تغییرات اقلیمی (3)

بحث راه‌حلهای جادویی برای رفع مشکل گرمایش زمین تازه نیست، اما در سالهای اخیر که زمین گرمتر شده بازار این مباحث هم داغ شده‌اند. ایده‌ی کلی این است که یک راه تکنولوژیک ابداع کنیم که به شکل مصنوعی اثر متضاد گرمایش تولید کند. ایده‌های تخیلی زیادند اما من اینجا دو مورد که از همه به واقعیت نزدیک‌ترند را توضیح می‌دهم.

اولی ایده‌ی تولید ساختاریست که بتواند مستقیماً دی‌اکسید کربن موجود در جو را بگیرد و ذخیره کند. چند گروه مختلف در دنیا نمونه‌های آزمایشگاهی  چنین چیزی را ساخته‌اند اما هیچ کدام هنوز معضل ابتدایی آن را نتوانسته‌اند حل کنند: حجم. انسان تاکنون هیچ دستگاهی نساخته (احتمالاً غیر از بمب اتم) که بتواند در زمانی کوتاه تاثیری در ابعاد کل کره‌ی زمین بگذارد و اگر قرار باشد دستگاه مکش CO2 کار کند باید بتواند این مشکل بنیادی را حل کند. تاکنون نزدیکترین چیزی که به این ایده‌ی رویایی داشته‌ایم محصول آزمایشی شرکتی به نام Carbon Engineeringبوده. اما به گفته‌ی مدیر شرکت که مخترع دستگاه هم هست در خوش‌بینانه‌ترین حالت بین بیست تا سی سال زمان لازم است تا دستگاهش به مرحله‌ی اجرایی شدن برسد و تازه در همان حالت هم سالها طول می‌کشد تا جو زمین را از گازهای گلخانه‌ای خالی کند. مشکل این است که اگر قرار باشد با همین الگویی که دنیا در حال تولید گاز گلخانه‌ای است پیش برویم تا سی سال دیگر متوسط دمای زمین حدود 3 درجه بالا می‌رود و تعداد خشکسالی‌ها و طوفانها به چندین برابر می‌رسد و مناطق عظیمی از خاورمیانه و مدیترانه تقریباً غیر قابل زراعت می‌شوند. آن زمان برای جادوی این دستگاه دیگر خیلی دیر است.

ذخیره‌سازی مشکل دوم این دستگاه است. حتی به فرض آن که بتوانیم تمام دی‌اکسیدکربن اضافی جو را در کپسولهای گاز جمع کنیم نگه‌داری این همه کپسول عملاً غیرممکن است (یادمان باشد بحث ابعاد کل کره زمین است)، بالاخص با در نظر گرفتن این که مصرف سوختهای فسیلی را کاهش نداده‌ایم و هرسال به تعداد کپسولهایی که قرار است جمع کنیم اضافه می‌شود. این دستگاه مشکل سومی هم دارد که به مخارج برمی‌گردد. چنین پروژه‌ای برای عملی شدن نیازمند مخارج عظیمی است که هنوز معلوم نیست چه کسی باید بدهد. مدیر خود شرکت برای این کار راه حلی پیدا کرده که شامل فروختن محصول (CO2) به شرکت‌های نفت است، چون این شرکتها در عملیات ازدیاد برداشت نفت (Enhanced Oil Recovery, EOR)  می‌توانند برای بالا بردن تولید نفتشان گاز دی‌اکسید کربن را با فشار به داخل مخازن زیرزمینی تزریق کنند. طنز عجیبی در این بازاریابی بوده که انگار جناب مدیر درک نکرده (یا کرده و ترجیح داده به روی خودش نیاورد): این که گاز گلخانه‌ای را جمع کنیم و بعد بفروشیم به شرکتی که بتواند با آن سوخت فسیلی بیشتری بیرون بکشد که گاز گلخانه‌ای بیشتری تولید کند. کارآفرینان و مخترعانی از این دست عملاً با همین بازاریابی‌ها اثبات می‌کنند که گرمایش زمین برایشان دغدغه نیست و گاز گلخانه‌ای صرفاً فرصت خوبی برای میلیاردر شدن است.*

روش دوم از این هم بدتر است. این طرح که به «گزینه‌ی پیناتوبو» (Pinatubo Option) معروف شده از فوران آتشفشانی به همین نام در فیلیپین الهام گرفته است. در سال 1991 که این آتشفشان بزرگ فوران کرد حجم زیادی از دی‌اکسید گوگرد را به سطح بالایی جو (استراتوسفر) فرستاد که تا حدود یک سال باقی ماند. ذرات دی‌اکسید گوگرد شبیه یک سایه بان بزرگ عمل کردند و جلوی شدت نور خورشید را گرفتند تا حدی که متوسط دمای کره زمین در سال بعد ناگهان0.6 درجه پایین آمد. ایده‌ی این گروه پاشیدن حجم عظیمی از این ذرات به لایه‌ی بالای جو است تا به شکل مصنوعی کار آتشفشان را بکند و زمین را خنک کند.

اما اشکالات این ایده چیست؟ اولاً چون گازهای گلخانه‌ای هنوز سرجایشان هستند و رشدشان هم در حال رشد است (به زبان ریاضی: هم رشد مثبت است و هم مشتق رشد) اگر برای خنک شدن زمین متوسل به دی‌اکسید گوگرد شویم عملاً هیچ وقت پاشیدن این ذرات را نباید متوقف کنیم چون به محض توقف حجم انباشته‌ شده‌ی گازهای گلخانه‌ای دما را ناگهان بالا می‌برند که اثراتش کاملاً نامعلوم است. ثانیاً وقتی به مرور زمان جو را از این ذرات معلق اشباع کردیم باید منتظر بارانهای اسیدی در ابعاد قاره‌ای شویم چون دی‌اکسید گوگرد در کنار آب و اکسیژن تولید اسید سولفوریک می‌کند. اما اگر همین دو دلیل هم برای رد کردن این ایده کافی نیست می‌شود به مطالعات اخیری نگاه کرد که پیش بینی کرده اند چنین ذراتی در شکل گیری ابرها اختلال ایجاد می‌کنند و حجم عظیمی از آنها می‌تواند به کل بارانهای موسمی جنوب آسیا را متوقف کند. یعنی خشکسالی برای پرجمعیت‌ترین منطقه دنیا.

مروری به همین کوتاهی بر ایده‌های نوآورانه برای حل یک شبه‌ی معضل گرمایش زمین کافیست تا بفهمیم مشکل چیزی نیست که با این قسم پروژه‌ها حل شود. اما آیا علم و فن‌آوری کلاً خلع سلاح شده؟ خیر. زمانی که گروهی ماجراجو در فکر آتشفشان مصنوعی و دستگاه کربن‌خوار بودند جوامع علمی دنیا فن‌آوریهای انرژی جایگزین (خورشید و باد) را به جایی رسانده‌اند که بتوانند تا حد زیادی جایگزین سوخت‌های فسیلی شوند. تصوری که نیروگاه‌های بادی و خورشیدی را صرفاً ابداعات کوچک جهان اولی‌ها می‌بیند باید عوض شود. محض مثال می‌توانیم مقاله‌ای را ببینیم از دو محقق دانشگاه‌های استنفورد و دیویس در سال 2009 که ادعا کردند از حیث فن‌آوری امکان تبدیل کل انرژی دنیا از سوختهای فسیلی به انرژی تجدیدپذیر تا سال 2030 وجود دارد. حتی اگر نقشه این دو نفر را خوش بینانه فرض کنیم و بگیریم تا دو دهه دیگر نیمی از مصرف سوخت فسیلی دنیا کم می‌شود باز هم جلوی بخش زیادی از آثار گرمایش زمین گرفته خواهد شد. پس اگر می‌بینیم مشکل به قوت خود باقیست ایراد از قسمت علمی ماجرا نیست‌.

در پست بعدی بحث خواهم کرد که چرا نمی‌شود امید چندانی به اکثر سازمان‌های حامی محیط‌زیست داشت.

———————

* این شرکت ایده‌ی دیگری هم برای پول درآوردن دارد که شامل استفاده‌ از دی‌اکسید کربن به همراه هیدروژن برای تولید مستقیم سوخت فسیلی است، که به همان اندازه‌ی ایده‌ی اول مشکل‌زا است، اگرچه خود شرکت با افتخار معتقد است که این کار چرخه تولید سوخت فسیلی و بازیافت آن را کامل می‌کند، گویی مشکل ما این بوده که چرا سوخت فسیلی کم داریم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s