مرگ بر (نئو)لیبلار!

محمد قائد وقتی با کلام بدبین و طنازش خاطراتی از روزهای دهه‌ی پنجاه ذکر می‌کند که جماعت‌های خودجوش این گوشه وآن گوشه شعار می‌دادند و هرجا که دستشان می‌رسید روی در و دیوار هم می‌نوشتند، این شعار بانمک را هم به یاد می‌آورد: «مرگ بر لیبلار». تلخی تاریخی این شعار چپ‌اندرقیچی تا همین امروز هم بر … به خواندن ادامه دهید

سرمایه‌داری و پدرسوختگی‌های آن (5)

پنج: اطرافمان را که نگاه کنیم مثال‌های زیادی می‌بینیم از ساختارهای اقتصادی که تابع الگوی سرمایه‌داری نیستند. مثال: چهار رفیق قدیمی پولشان را روی هم بگذارند و یک کافی‌شاپ کوچک بزنند که خودشان در آن کار کنند و خودشان هم سود کار را به جیب بزنند. در یک سطح ساده و کلی چنین نظامی می‌شود … به خواندن ادامه دهید

سرمایه‌داری و پدرسوختگی‌های آن (4)

چهارم: وقت نقد سرمایه‌داری که می‌شود یکی از جواب‌هایی که اکثراً از طرفدارانش می‌شنویم این است که «ما هم نگفتیم سرمایه‌داری همه چیزش خوب است، اما به هرحال دستاوردهایش را که نمی‌شود نادیده گرفت. باید نقدش کرد ولی صرفاً به قصد بهتر کردن نه از میان بردن». صحیح. سه نکته‌ی کوچک است که باید بگویم: … به خواندن ادامه دهید

سرمایه‌داری و پدرسوختگی‌های آن (3)

سوم: اگر تمام این حرفها درست باشد و سرمایه‌داری چنین غول بی‌شفقتی باشد، پس چرا تا الان نصف کارگران دنیا رسماً منقرض نشده‌اند و کارخانه‌ها و بانک‌ها رسماً مالکان کل جهان نشده‌اند؟ به هر حال چیزی حدود 3 قرن است که سرمایه‌داری کارش را شروع کرده و باید تا الان کار بقیه دنیا را یکسره … به خواندن ادامه دهید